.:تنها در تاريکي:.

 

محرم نزديکه

کوچک تر که بوديم هميشه در اين روزها می گفتند که در زمان محرم و صفر گوش دادن به موسيقی حرام و نادرسته!

وقتی کمی بزرگتر شدم٬فکر کردم و ديدم که ما هميشه به ظاهر نگاه می کنيم و به متن ماجرای عاشورا هيچ وقت دقت نمی کنيم.

آزادگی بزرگترين پيام امام حسين بود و هنوز هم بايد باشه...

البته متأسفانه فراموش شده.

همه ميان و حسين حسين می کنن.هر کی که محکم تر سينه بزنه و سينه خودش رو سرخ کنه همه ميگن چقدر کارش درسته...

به اين فکر نمی کنن که اين کار يعنی آسيب رسوندن به خود و اين در دين ما و منطق من کار نادرستيه.

اگر ما راه حسين رو بريم بهتره يا اينکه هميشه اسمش رو بياريم که بر خلاف عقايدش عمل کنيم؟

يک زمانی سکوت لازمه در برابر حرف زور و اون زمانيه که ميدونی حرف زدنت مشکل رو بيشتر می کنه.ولی يک وقتی می بينی که حرف زور داره تو رو له می کنه و حرف نزدنت بدتره.پس بايد حرف بزنی.

************

عکس بالای وبلاگ مربوط ميشه به آلبوم من.

بعضی از عکسهای اون رو خيلی دوست دارم.

اگر دوست داشتيد ببينيد و نظر بديد در موردش.

درسهای دانشگاه داره کم کم شکل جدی به خودش ميگيره و من خوشحالم که بعد از ۶ سال دوری از درس دوباره دارم شروع ميکنم و اميدوارم که توانايی ادامه دادنش رو تا آخر داشته باشم.

منظورم تا مراحل خيلی بالاست.

   + محمد ; ٦:٢٧ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٩ دی ۱۳۸٤
    پيام هاي ديگران ()

 

تا به حال فکر کردين که توی اين مملکت همه فقط حرف ميزنن و وقت عمل جا ميزنن؟

نميدونم چه لطفی داره ادعايی که از انجامش عاجزی.

جالب اينجاست که اين آدما وقتی که دستشون هم رو ميشه انقدر پررو هستن که قبول هم نميکنن و اعتقاد دارن که حرفشون درسته.

منت هم ميگذارن که بخاطر تو من فلان کار کردم  و کلی حرف مفت ديگه...

***********

سرو چمان من چرا

                             ميل چمن نميکند

همدم ناز من چرا

                             ياد دلم نميکند

   + محمد ; ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٧ دی ۱۳۸٤
    پيام هاي ديگران ()

 

واقعا به نظر من هیچ ایرادی نداره که یکی مثل من بره و توی خیابون پدرش رو بغل کنه و اون رو ببوسه و ازش بابت فکر اشتباهی که کرده عذر بخواد.

گاهی این کار به ظاهر کودکانه و ننرانه!!!(از نظر برخی دوستان)خیلی در محکم شدن یک رابطه پدر و فرزندی موثره.

من نتیجه مثبت گرفتم و اون جو سنگین ۴ ماه گذشته تا حدود زیادی بین ما دو نفر فروکش کرده شکر خدا.

ولی واقعا گاهی بعضی افراد فکر می کنن که داری خودت رو لوس می کنی تا جای اونها رو تنگ کنی.

عزیز دلم شما خودت وقتی نمیخوای این طور رفتار کنی نباید این تصور رو نسبت به دیگران داشته باشی که دارن چاپلوسی می کنن.

*************

به میمنت و مبارکی ما امروز شغل جدید آبدارچی رو هم تجربه کردیم.از مزایای تا دیروقت موندن در شرکت میشه به این اشاره کرد.

آخرش سر خودم رو به باد میدم.

۱۹۵ تا سرعت رفتم ولی به ۲۰۰ نرسید.گفتم اقلا از این رکورد بی نظیر جهانی خودم مدرک داشته باشم!!!!با همون سرعت از کیلومتر ماشین عکس گرفتم!!!!!!!!

   + محمد ; ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٥ دی ۱۳۸٤
    پيام هاي ديگران ()

 

لذت بخش بود امروز قدم زدن در زیر برف و باران و خیس شدن!

موقع قدم زدن راحت تر فکر می کنم.

   + محمد ; ۸:۳٢ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٩ دی ۱۳۸٤
    پيام هاي ديگران ()

 

من نقرس گرفتم!

عشقشون اونقدر زيبا و قشنگ بود که وصف شدنی نيست.

لحظات خوشی رو با اونها گذروندم.

وقتی ديشب فهميدم تصادف کردن خيلی حالم گرفته شد.

************

در ميان اندوه

هيچ نمی خواهم.

تنها قلبی آرام

که مرهم زخمهايم باشد

و سری که شانه ام تکيه گاهش باشد.

   + محمد ; ٥:٢٠ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٧ دی ۱۳۸٤
    پيام هاي ديگران ()

 

کاشان نرفتم.

به جاش با دوستان رفتيم آبعلی و جای همه رو هم خالی کردم.

نمی دونم کی توی کله ما انداخت که بايد بری اونجا از روی کوه سر بخوری و من هم گوش کردم.

استخوان به يک جای بدنم سالم نمونده!!!

ولی اگر باز هم برم اين کار رو انجام ميدم.

البته امروز کار اصلی من عکاسی بود از کوه و برف.

يک سر هم امامزاده هاشم رفتيم و اونجا برای دو تا از دوستان خيلی دعا کردم.

***********

کارهايی که دوستانم در حق من انجام ميدن٬من به هيچ عنوان توانايی جبرانش رو ندارم.

اين رو واقعا ميگم.

   + محمد ; ۸:۱۸ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٦ دی ۱۳۸٤
    پيام هاي ديگران ()

 

کابل برگردان بود و تلفن منزل قطع.بنابراين غيبت داشتم.

ديروز گفتيم افتخار بديم و بعد از يک هفته غيبت خودمون رو در محل شرکت نشون بديم.

فردا هم برنامه کوير گردی در شهر کاشان برقرار شده و نميدانيم که تشريف ببريم به همراه دوستان با اينکه در منزل به استراحت و خوردن و خوابيدن بپردازيم.

*************

شايد راه بی بازگشتی باشد.

آن راه که می رويم و نمی سنجيم!

جاده زندگی در مسير خودش پيچ و خم زياد داره و در راه پر پيچ و خم نميشه زياد تند رفت.

آهسته و پيوسته برو تا هميشه در راه باقی بمانی.

************

ناراحتی يک دوست عزيز واقعا زندگی رو در اين چند روز برای من سخت کرده.

تا جايی که امتحان آخر رو از ناراحتی خراب کردم.

خواهش می کنم از همه که برای اين دوست عزيز دعا کنيد.

   + محمد ; ۸:٠۱ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٥ دی ۱۳۸٤
    پيام هاي ديگران ()

 

sms رو بارها و بارها خوندم و لذت بردم از زندگی.

********

دروغ گفتن مثل سگ...

من پست ترم از سگ اگر...

اخلاقم مثل سگ میشه وقتی...

بنظر شما کدوم یکی از اینها احترام جناب سگ رو حفظ می کنه؟

یا بهتر بگم:از نظر نوع فرهنگ بیان کدوم یکی با بقیه فرق داره؟

خیلی خیلی برای من مهمه.

لطفا نظرتون رو بگین.

   + محمد ; ۱٠:۳٤ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۱ دی ۱۳۸٤
    پيام هاي ديگران ()

 

امروز من حس کردم که بدبخت ترين و اضافه ترين آدم روی زمين هستم.

دلم می خواست که خودم رو گم و گور کنم.

واقعا از دنيا نااميد شده بودم و زدم به خيابون.

فقط يک چيز من رو به زندگی برگشت داد.

يک sms از طرف پدر.گفته بودم که پدر بزرگترين مرد زندگی منه.

هنوز هم هست و الان احساس می کنم که بيشتر از هر زمان ديگه ای دوستش دارم و اين رو به خودش هم گفتم.

شايد برای يک پسر ۲۴ ساله خيلی بچگانه باشه ولی من واقعا همين هستم که ميگم و با افتخار ميگم که امروز از فرط شادی توی خيابون اشک شوق می ريختم و فقط به اين فکر می کردم که خودم رو بهش برسونم و تشکر کنم بابت همه زندگيم.

الان احساس نمی کنم که خوشبخت ترين روی زمين هستم ولی می دونم که خيلی خوشبختم.

خوشبختی اون چيزی نيست که همه مردم از دور می بينن.

خوشبختی اون چيزيه که آدم با گوشت و پوستش لمس کنه.

*************

هی تشويق نکنيد که تقلب خوبه.

امروز سر تقلب دادن نزديک بود سرم به باد بره.آش نخورده و دهن سوخته.

   + محمد ; ٤:٥٦ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٠ دی ۱۳۸٤
    پيام هاي ديگران ()

 

آدم نمی دونه بخنده یا اشک بریزه.

یکی می گفت مسئولان در جواب زیر آب رفتن تنگه بلاغی و مقبره کوروش با آبگیری سد سیوند بحث موزه زیر آب رو مطرح کردند.

خجالت داره برای ما که مسئول دولتی در کشور ما اینقدر بی مسئولیت و...

************

من باید از دو نفر تشکر کنم.

اول از پریسا بخاطر متن چغازنبیل که برام فرستاد.

دوم(البته دوباره کاری میشه)از هنی که اون هم متن تخت جمشید رو برام فرستاد.

البته نگین که من تنبل هستم.

ترم ما رو ناگهان تغییر دادن و یک ماه زودتر امتحانات رو برگزار کردن.من هم مجبور شدم که زودتر تحقیق رو ارائه بدم.

   + محمد ; ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ ; جمعه ٩ دی ۱۳۸٤
    پيام هاي ديگران ()

 

شوکه شدم از خوندن خبر فوت بهرام شفيع.

از رک بودنش خيلی خوشم ميومد.

**************

اولين امتحان رو نسبتا عالی گذروندم.

تقلب دادن اين دفعه به نفع من شد.

يکی از بچه ها ميخواست جوابهای خودش رو با من چک کنه که فهميد من يکی از سوالات رو کاملا اشتباه متوجه شدم و بهم حالی کرد که اين مال فلان سواله محمد جان.

خيلی تابلو بوديم!!!!!

   + محمد ; ٧:٢٢ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٧ دی ۱۳۸٤
    پيام هاي ديگران ()

 

چشمانم رو بستم و توکل کردم به خدا.

فال حافظ گرفتم.

اومد دلت رو از گناه صاف و پاک کن و به خدا توکل داشته باش.

به آرزوت می رسی.

**************

نمی دونم چی بگم از اين خدای بزرگ و مهربون.

هنوز حرف متين رو نزده بودم که خودش پيداش شد و کمی خيال دوستان رو راحت کرد.

خدا همه ما رو در پناه خودش حفظ و به راه درست هدايت کنه.

   + محمد ; ۳:۳٥ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٦ دی ۱۳۸٤
    پيام هاي ديگران ()

 

آخر از عشق تو ساكن در كليسا مي شوم
مي كشم دست از مسلماني مسيحا مي شوم

تولد حضرت مسيح رو تبريک ميگم.

*****************

در ميان من و تو فاصله هاست
گاه مي انديشم
مي تواني تو به لبخندي اين فاصله را برداري
دستهاي تو توانايي بخشش دارد
دستهاي تو توانايي آن را دارد
كه مرا زندگاني بخشد
چشمهاي تو به من مي بخشد
شورِ عشق و مستي
و تو چون مصرع شعري زيبا
سطر برجسته اي از زندگي من هستي.

*********

سه روز مونده.

سه روز به تولد دوست عزيزی که قربانی يک تفکر کثيف شده.

هنوز در اين دنيا هست ولی انگار که وجود نداره.

دوستی که هر وقت با اون حرف می زدم حس می کردم که هيچ غمی در دنيا نداره و اين هنر اون بود که غم خودش رو پنهان می کرد تا بقيه شاد باشن.

متأسفم برای اون فردی که باعث شد دغدغه های يک هنرمند ديگه نوشته نشه.

   + محمد ; ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٤ دی ۱۳۸٤
    پيام هاي ديگران ()

 

دعاهاي ما درواقع منتظر خدا هستند. در تاريكي منتظرند تا خدا حضور زيبايش   را آشكار كند. چگونه مي توانيم منتظر كسي شويم كه" او" را نديده ايم ؟ كودك در زهدان مادرفرياد مي زند :"من در تاريكي هستم مادرم كجاست؟"نمي داند كه مادرش او رادربرگرفته است . بدون مادر نمي تواند وجود داشته باشد . اگر صبور باشد مادرش راخواهد ديد.
اين مناجاتهايی که اينجا می نويسم رو از سايت گروه روزنه می گيرم.
*****************
دلی برای وابستگی
شانه ای برای تکيه دادن
دستهايی برای در آغوش گرفتن
پيدا نميشه!!!

   + محمد ; ٩:۳٩ ‎ب.ظ ; شنبه ۳ دی ۱۳۸٤
    پيام هاي ديگران ()

 

لحظه ها نام تو را فرياد می زنند.

رودها ياد تو را می آورند.

باد صدای تو را طنين انداز می کند.

کيستی؟

*************

نميدونم چی بگم.

چقدر يک انسان ممکنه پست باشه که برای تصاحب يک دختر دست به هر جنايتی بزنه!

بکارت تبديل شده سند دست اول بودن يک دختر!

مدتهاست که با خودم فکر می کنم:اگر خدا برای پسرها هم بکارت قرار می داد٬الان چند درصد اين آقايونی که اين طوری به منبر می روند٬قبل از ازدواج رسمی پسر بودند؟

   + محمد ; ٩:۳۱ ‎ق.ظ ; جمعه ٢ دی ۱۳۸٤
    پيام هاي ديگران ()