.:تنها در تاريکي:.

 

سال ۸۴ از خیلی جهات سال خوبی بود.

از خیلی جهات هم واقعا من رو به مرز ناامیدی کشوند.

بدی‌های زیادی داشت.

ولی می‌تونست بدتر هم باشه.پس خدا رو شکر می‌کنم.

شروع سال جدید بیشتر یک سمبله.

ما همون آدمهای قبل هستیم و همون عقاید.فقط این بهانه‌ای میشه برای پاک کردن بدی‌ها از دل.

امیدوارم که با شروع سال جدید هیچ بدی توی دل هیچ کدوم  از ما نمونه.

سال نو مبارک.

   + محمد ; ٧:٢٢ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸٤
    پيام هاي ديگران ()

درهم و قاطی

فقط بلديم شعار بديم.

کدوم يکی از اين اشخاصی که اينجور با جسارت و شجاعت تمام شعار ميدن:«انرژی هسته‌ای...»واقعا با دانش و تفکر به اين نتيجه رسيدن؟

اگر خدای نکرده بخاطر اين مسأله جنگ بوجود بياد٬جواب بچه‌هايی که بی پدر خواهند شد و يا همسرانی که عشق و وجود زندگی خودشون رو از دست خواهند داد رو کی ميده؟

از خسارت‌های مادی جنگ چيزی نمی‌گم.

مطلبی رو خوندم که من رو به فکر فرو برد.

ما به خودمون افتخار می‌کنيم!

برای چی؟

برای دانشمندانی که داشتيم و الان حتی اسم اونها رو هم همين به اصطلاح غربی‌ها زنده نگه داشتن.

من فقط اين رو می‌دونم در صورتی ما حق داريم احساس غرور کنيم که خودمون راه دانشمندان ۵۰۰ و حتی ۱۰۰۰ سال پيش اين کشور رو ادامه بديم.

شخصا با داشتن انرژی اتمی موافقم.

چرا بايد مخصوص چند کشور باشه؟اگر کسی توانايی بدست آوردنش رو داشته باشه بايد انجام بده.اگر خطرناکه هم که هيچ کشوری نبايد داشته باشه.

ولی اين راهش نيست.اول بايد علم خودمون رو به دنيا از راههای ديگه ثابت کنيم.

چرا از بين اين همه راه علمی ما فقط همين يکی رو گزينش کرديم؟

ما هيچ چيزمون به هم نمياد.هميشه هم ساز مخالف زديم.

در هر دوره حکومتی مردم ما مخالفت کردن.شاه بوده يا رئيس جمهور براشون فرقی نداشته.

مسأله اينه که هميشه از وضع موجود خودمون ناراضی هستيم.حتی وقتی در رفاه کامل قرار داريم.

   + محمد ; ٢:٠۳ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٦ اسفند ۱۳۸٤
    پيام هاي ديگران ()

 

آدمها هميشه اون چيزی رو که به زبون ميارن واقعا حرف دلشون نيست.

يک سری حرف ها رو نميشه به زبون آورد.

برداشت‌های خوبی هم نميشه گاهی و تو نمی‌تونی دفاع کنی!

*************

امتحاناتمون شروع شده و خيلی از درس‌ها تموم نشده.

فشار بی برنامگی خودشون رو به ما ميارن.

*************

مشکلات کاری کمی زياد شده.

گاهی وقت‌ها تقصيرات هم به گردن من ميفته.

دلم می‌خواست درک می‌شدم.

   + محمد ; ٩:۳٢ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٠ اسفند ۱۳۸٤
    پيام هاي ديگران ()

 

از سر دل هر چه بگويی کم است!

********

دوستی کی آخر آمد دوست داران را چه شد؟

   + محمد ; ٦:٠٧ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٦ اسفند ۱۳۸٤
    پيام هاي ديگران ()

 

به این فکر می کردم که اگر جاده های ما جذاب باشه و در کنارش فرهنگ سازی هم بشه و سرعت ماشین ها در جاده ها پائین بیاد٬خیلی در کم شدن مصرف سوخت تأثیر داره.

دیشب توفیق اجباری نصیبم شد که پشت سر پلیس گرفتار بشم و با سابقه شانسی که داشتم ترجیح دادم که سبقت نگیرم و ادامه بدم(البته قبلش هم آروم میرفتم ولی نه به این شدت).

در نتیجه حرکت آروم و کاهش نسبتا مناسب مصرف سوخت ماشین.

اگر تعداد رفت و آمدهای روزانه رو در جاده ها حساب کنیم و اضافه مصرف رو هم جمع کنیم٬فکر میکنم به ارقام بالایی برسیم.

ولی واقعا رانندگی در جاده های ایران خیلی سخت و خسته کنندست و آدم ترجیح میده که تند بره که زود از یکنواختی جاده خلاص بشه.

   + محمد ; ٦:۳۳ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸٤
    پيام هاي ديگران ()

 

یکی از دوستان مشکلی براش پیش اومده.

براش دعا کنید.

************

یک سفر کوتاه و ...

امیدوارم که زود برگردم و مشکلم حل بشه.

************

من با اصل ریش داشتن مخالف نیستم.

یک انگیزه و حق شخصیه.

ولی از آدمهایی که برای ظاهر سازی این کار رو انجام میدن و در خفا هزار تا کار دیگه انجام میدن...

مصداق همون شعر:«واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند...».

   + محمد ; ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱٠ اسفند ۱۳۸٤
    پيام هاي ديگران ()

 

زندگی صحنه يکتای هنرمندی ماست

هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود

صحنه پيوسته بجاست

خرم آن نغمه که مردم بسپارند به ياد

***************

۱۶ سال از رفتن پدربزرگ گذشت.

فردی که پسرش هنوز بعد از ۱۶ سال به يادش هست و از رفتنش متأسف.

فکر نمی کردم که تا اين حد پدرش رو دوست داشته باشه.

**************

زبان درنده ايست که اگر رهايش کنی هار می شود و انسان را می گزد.

                                                                                «امام علي»

   + محمد ; ٤:٤٢ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٤ اسفند ۱۳۸٤
    پيام هاي ديگران ()

 

i will walk with your shadow

   + محمد ; ٧:٠۱ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۳ اسفند ۱۳۸٤
    پيام هاي ديگران ()

 

نميدونم کی بهم می گفت هر وقت خيلی دلت غم داشت برو قبرستون.

اونجا غم از دلت ميره.

هر وقت هم که خيلی احساس شادی کردی بازم برو همونجا.

خوشی زياد هم اونجا از دلت ميره.

يادت مياد که عاقبت بايد بری زير خاک.

نميدونم تا چه حد درسته.

چه خوبه که طوری زندگی کنيم که هيچ وقت از گذشته خودمون پشيمون نباشيم.

خدا رو شکر می کنم که از گذشته و راهی که رفتم تا الان راضی بودم.

من حالم خوبه.

   + محمد ; ٩:۳۳ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱ اسفند ۱۳۸٤
    پيام هاي ديگران ()