.:تنها در تاريکي:.

 

آقا شتاب کنید تا دیر نشده.یه سفره‌ای پهن شده و حیفه که ازش بی بهره بمونید.

آموزش مداحی!!!!!!در سه مرحله.

دیگه انقدر درآمد داره که کلاس آموزشی براش گذاشتن.

خوب دیگه وقتی عرضه برگزاری دوره‌های علمی و تخقیقاتی رو نداریم باید این‌جور چیزا رو از دست ندیم تا در یک رشته برتر باشیم!!!!!

عاقبت ما چی میشه خدا می‌دونه.....نه خدا هم توش مونده.

   + محمد ; ٢:۳٠ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٩ بهمن ۱۳۸٥
    پيام هاي ديگران ()

 

چه بگویم و برای که بگویم؟

برای آنانی که رفتند و نگاهی را از من دریغ داشتند که آیا زنده‌ای؟؟؟

برای آنانی که تمام لحظات سالهای اخیر خود را صرف بهبود امورشان کرده‌ای و حال به دشمنی با آنان متهم می‌شوی؟

امروز با عزیزترینم بحث کردم.دعوا کردم.پشیمان نیستم ولی ناراحتم.

من دنیا رو دوست دارم با همه سختی‌ها و تلخی‌هایی که داره چون که این دنیا یک خدایی داره که خیلی بزرگه و اون به همه بدی‌ها خط می‌کشه و میگه بنده من بیا به سوی من.خدایی که در یک لحظه همه گناهان رو می‌بخشه ولی ما که بنده اون هستیم با غرور و خودخواهی...

آدم می‌تونه خدا رو حتی در یک مکانی که فساد بیداد می‌کنه پیدا کنه ولی یک عمر در مسجد عبادت کنه و اثری از خدا رو حس نکنه.

چرا؟

خدا توی دل آدماست ولی ما بیرون دنبالش می‌گردیم.چرا ما به درون خودمون رجوع نمی‌کنیم؟

همینه که میگن آدما نون دلشون رو می‌خورن.

*************

چند روز پیش  همراه عزیزی در بازار قرار داشتیم.سر ساعت اذان که شد گفت اجازه بده من نمازم رو بخونم که بدهکار نباشم.در این فرصت خیلی فکر کردم که چرا ما جوان‌ها از مسجد و نماز گریزانیم.

جز اینه که یک مشت حرف‌ها تکراری به خوردمون میدن؟جز اینه که موقع عزاداری اولش غم حسین رو میگن ولی بعدش شعار رو سیاسی می‌کنن و جناح‌بازی شروع میشه؟

واقعا کار دین ما این نیست که هر کس  مسلمان شد باید همیشه گریه کنه و هیچ وقت شادی در کار نباشه.ولی این دینی که من یاد گرفتم همش عزاداری و تسلیت به آقا امام زمانه.

اون روز توی بازار اعلامیه می‌دیدم که گلایه می‌کرد از مردمی که برای بازسازی حرم امام حسن عسگری کمکی نکردن.مگر امام ما گداست که توی حرمش پول بندازیم؟

آخه مگر دین ما دین سادگی نیست؟مگر این دین اسلام نیست که تجمل‌گرایی رو نفی می‌کنه؟دینی که پیامبرش ساده‌ترین زندگی رو داشت.

اون امام به گنبد طلا چه نیازی داره وقتی که میلیون‌ها کودک در همین ایران خودمون پول کفش و لباس ندارن؟دلم می‌خواد زار بزنم وقتی یک کودک افریقایی رو می‌بینم که از شدت لاغری دنده‌هاش رو با ماهیچه‌های بدن اشتباه می‌گیرن ولی فقط همین دل خواستنه.تلاشی نمی‌کنم برای کمک به اون بچه گرسنه.این گناهه.

به خدا رسیدن زیاد دنگ و فنگ نداره.فقط به دلت رجوع کن و با خدا حرف بزن.اما این هم نباشه که هزار جور خلاف کنی و بگی من با خدا جورم و این حرفا رو ندارم.باید دل پاک باشه.ولی کجاست؟

   + محمد ; ٢:٠٦ ‎ق.ظ ; جمعه ٢٧ بهمن ۱۳۸٥
    پيام هاي ديگران ()

 

نفس انقلاب ایران چی بود؟آیا گروه اقلیت ایرانی انقلاب کردن و جمهوری رو ایجاد کردن؟

من فکر می‌کنم که انقلاب صرف نظر از همه ایراداتی که بهش وارده و باید درست بشه اقدام خیلی خوبی بود.

به هیچ عنوان قبول ندارم که نظام پادشاهی می‌بایست ادامه پیدا می‌کرد.خیلی شنیدم که شاه آدم خوبی بود ولی هنوز نفهمیدم که چطوری آدمی که به عنوان رئیس یک مملکت اجازه میده(فرض کنیم که دستور نداده)که مردم رو بکشن؟

واقعیتی که در تاریخ دیدم و خوندم و این اواخر هم در چند تا فیلم که محصول ایران انقلابی نبوده مشاهده کردم اینه که شاه باید می‌رفت چون مردمی رو که باید بهشون خدمت می‌کرد کشت.

همیشه قدرتی که طولانی بشه رو به فساد میره.

ما بعد از انقلاب اون طور که باید پیشرفت نکردیم و همه رو انداختیم گردن جمهوری اسلامی.ولی آیا کسی به این فکر کرده که ما درگیر جنگ بودیم؟خیلی از زیربناهای ما نابود شده.خیلی از نیروهای خوب و مفیدمون رو در ۸ سال از دست دادیم.

اونایی که ادعا دارین وطن رو دوست دارین.اونایی که تا وقتی این طرف هستین هی میگین اینجا به درد نمی‌خوره...چرا تا پاتون به اون ور می‌رسه لحن عوض میشه و یاد وطن و غربت می‌افتین؟چرا همش دم از میهن می‌زنین؟میهن پرستی برای ما شده شعار.

اونی که ادعای ایران دوستی داره باید بمونه و با همه کاستی‌ها وطن رو بسازه.چرا واقعا وجدان خوابیده خودمون رو بیدار نمی‌کنیم که آهای ببین برای میهنت چیکار کردی؟

جز اینه که هر کدوم از ما به فکر این هستیم که چطور از این کلاه برای خودمون نمد ببافیم؟

مغز‌های ایرانی فرار می‌کنن و هیچ کسی در این دولت پیدا نمیشه که جلوی اونها رو بگیره.ما بیشتر از این که از نوع حکومت زجر بکشیم از فقدان مدیریت و عدم همراهی ملت زجر می‌کشیم.

انتخاباتی که وظیفه اجتماعی ماست به خاطر کلاس گذاشتن شرکت نمی‌کنیم که بگیم من رای ندادم پس کارم درسته.

ما همه چیز داریم و فقط اراده نداریم.میشه ایران رو دوباره ساخت.هنوز زمان زیادی از انقلاب نگذشته.۳۰ سال برای سازندگی زیاد نیست.

   + محمد ; ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ ; شنبه ٢۱ بهمن ۱۳۸٥
    پيام هاي ديگران ()

 

اینجا براي از تو نوشتن هوا کم است 

دنيا براي از تو نوشتن مرا کم است

اکسير من نه اينکه مرا شعر تازه نيست

من از تو مي نويسم و اين کيميا کم است

دريا و من چه قدر شبيهيم گرچه باز

من سخت بيقرارم و او بيقرار نيست 

با او چه خوب مي شود از حال خويش گفت 

دريا که از اهالي اين روزگارنيست

امشب ولي هواي جنون موج ميزند

دريا سرش به هيچ سري سازگار نيست 

اي کاش از تو هيچ نمي گفتمش ببين

دريا هم اينچنين که منم بردبار نيست

   + محمد ; ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸٥
    پيام هاي ديگران ()

 

سردم بود.اونقدر که حتی با تمام آتیش‌های دنیا هم گرم نمی‌شدم.

سرمای عجیبی بود که به خاطر دما نبود.

از درون یخ کرده بودم.چشمام سیاهی می‌رفت.

وقتی فهمیدم چی شده به احمق بودن خودم ایمان آوردم.

*************

چرا بعضی آدم‌ها در حالی که خیلی‌ها بهشون میگن که فلان کار اشتباهه و درست نیست به لج همون خیلی‌ها درست همون کار اشتباه رو انجام میدن؟

وقتی بهش میگم که این کار از این نظر و به این دلیل اشتباهه انگار که بهش فحش دادم.با اخم نگاه می‌کنه که یعنی تو یه ذره بچه می‌خوای به من بگی چیکار کنم؟

از لجش مثل این فلسطینیا انتحاری عمل می‌کنه و خودش رو میزنه به آتیش.

اصلا برو خودت رو بنداز توی چاه.هرچند که من هم ضربه می‌خورم ولی به ....

   + محمد ; ۱٢:٤٥ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸٥
    پيام هاي ديگران ()

 

این هفته که شاهرود بودم به نکته‌های زیادی پی بردم.

مثلا این که جد بزرگ من کی بوده.خیلی برام جالب بود که بدونم که ریشه خانواده از کجا بوده ولی فکر می‌کردم که مشخص نیست.البته ما از طرف خانواده مادری شجره‌نامه داریم.

اینطور که عموی بزرگم می‌گفت بابابزرگ بابای من آسیابان بوده.احتمالا اونی که ۱۴۰۰ سال پیش هم عمر رو کشته یکی از اجداد من بوده!!!

نکته جالبی که من بهش رسیدم این بود:

بعد این همه وقت دلیل علاقه پدرم رو به زرگری فهمیدم.بابابزرگ بابابزرگم زرگر بوده(یعنی یه چیزی حدود ۲۰۰ سال پیش).فهمیدم که این حرفه ناخوشایند در خون ما بوده که حالا من باید جور بقیه رو بکشم.ولی نمی‌کشم.

مراسم عزاداری امام حسین همش شده ریا.

من نمی‌دونم چرا همه به چشم و ابروی عباس گیر میدن.این بنده‌خدا اگر بچه خوشگل هم بوده ۱۴۰۰ سال گذشته.هیچ کی نمیگه که این خال هندو که ازش صحبت میشه چطوری دیده شده؟همه چیز فراموش شده و فقط این خال یاد همه مونده؟

   + محمد ; ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸٥
    پيام هاي ديگران ()

 

همیشه در اوج لحظه‌های یأس یک نوری میاد و تو رو نجات میده.

بالای وبلاگ قبلی نرگس جمله قشنگی بود:

همیشه روزنه‌ای هست.

در مورد ایمان چه نظری دارید؟

اگر ممکنه برام بیان کنید.ممنون خواهم شد از همگی.

**************

منظور من این نبود که احمدی‌نژاد کارش درسته.

ولی این راهش نیست که مخالفت رو بیان کنیم.بیشتر ضعف رو نمایان می‌کنه.

   + محمد ; ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ ; جمعه ٦ بهمن ۱۳۸٥
    پيام هاي ديگران ()