.:تنها در تاريکي:.

 

بيشتر ما دوست داريم تجربيات بزرگترهای خودمون رو شخصا تجربه کنيم.

به نظر من شايد از يک نظر درست باشه ولی کلا اگر آدم بتونه خودش رو قانع کنه که راه رفته رو دوباره طی نکنه خيلی خوبه.

تنها دليلی که ميتونه وجود داشته باشه اينه که انسان واقعا به باور ميرسه که راه غلط بوده و بعدها از اين نظر حسرت نمی‌خوره.البته رفتن و شکست هم حسرت داره ولی خوب کمتر شايد.

اينه دليل اين که خيلی از ما کوچکترها بر خلاف ميل بزرگترهای خودمون گاهی و شايد بيشتر وقت‌ها محکم روی حرف خودمون ايستادگی می‌کنيم و بيشتر مواقع هم به حرف اونها می‌رسيم.

من جزو اون دسته هستم که بدم نمياد خودم تجربه کنم.حتی اگر ده بار شکست بخورم.اشتباه هم هست ولی من اين رو هنوز درک نکردم با تمام وجود!البته ممکنه که گاهی هم بخت با آدم يار باشه و خوش شانس باشه.

هميشه هم تجربه بزرگترها درست از آب در نمياد و ممکنه که اعتقاد قلبی ما جواب بهتری بده.

در هر حال فکر می‌کنم که توکل به خدا بهترين کار باشه و در کنارش بررسی همه جوانب با چشم باز.اينه که مهمه و نتيجه بهتری ميده.ميشه در کنارش با آدم‌های با تجربه هم مشورت کرد.بهتره که در حد مشورت باشه تا زور گويی.

نظر شما چيه؟

   + محمد ; ٩:٢٤ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۳٠ خرداد ۱۳۸٥
    پيام هاي ديگران ()

 

با اين که ضعيف بازی کردند و باختند٬ولی خوب تيم پرتغال واقعا قوی‌تر از اونی بود که فکر می‌کردم.

هر چند که از اين بازی انتظار برد نمی‌بايست داشت ولی ما بايد تا مدتها حسرت بازی مقابل مکزيک رو بخوريم.

در هر حال ضعف مهره‌چينی کاملا به چشم ميومد در ترکيب تيم ما که همه جا از بازکنان ما خالی بود و در زمان حمله هم بچه‌ها تنها بودن.ترسو بازی کردن تيم هم به مربی بر‌ می‌گرده.به هر حال فکر می‌کنم کار جناب برانکو بعد از باخت به آنگولا تمام باشه.

مکزيک ديشب همون تيم با سابقه‌ای بود که ما هی برای دلداری دادن خودمون می‌گفتيم از ما قديمی‌تر هستن و اين حرفا.ولی همه ديديم که مکزيک واقعا تيم نبود.

ضمن اين که آنگولا هم اولين حضورش در جام جهانی رو تجربه می‌کرد و ديديم که همين پرتغال بعضی لحظات در مقابل آنگولای بدون نام و نشان مجبور به دفاع شد در بازی اول خودش.

ميرزا پور دوباره همون سوتی رو داد ولی اين بار شانس آورديم!!!

   + محمد ; ۸:٢٧ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٧ خرداد ۱۳۸٥
    پيام هاي ديگران ()

 

دوستان من تصميم گرفتم حرفم رو در مورد بازی پرتغال پس بگيرم.

به سلامتی قراره کاپيتان گويا بعد از رفع مصدوميت در ترکيب فردای تيم قرار بگيره و اين بهتری خبر ممکن هست برای اهالی خط دفاعی تيم پرتغال.

هر چی بشه بازی رو نمی‌بريم.

   + محمد ; ۸:۳٢ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٦ خرداد ۱۳۸٥
    پيام هاي ديگران ()

 

اگر بهت بگن ديگه فرصتی نداری و بايد با همه چيز وداع کنی٬چه حالی ميشی؟

اگر بعد اون مدت مشخص شده بفهمی که خدا بهت فرصت دوباره داده و موندنی هستی چه حسی بهت دست ميده؟

زندگی دوباره!

کاش ميشد دل رو هم از نو پاک کرد و يکی ديگه ساخت.

پاک از گناه و همه چيز ديگه.

***************

خواهشا نااميد نباشيد.

پرتغال رو ميشه برد.

فقط کمی تلاش لازمه.درسته که وضع خوبی نداريم ولی ايران کارهای عجيب زياد انجام ميده.

سعی کنيم روحيه داشته باشيم.

   + محمد ; ٦:۱۱ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٢ خرداد ۱۳۸٥
    پيام هاي ديگران ()

 

يک لطف کنه به من کور بگه اين علی دايی و محمد نصرتی کجای بازی ايران نقش مثبت ايفا کردن؟

اين تيمی نبود که ما بهش ببازيم و حتی بايد می‌برديم.

پاس اشتباه از دروازه‌بانی که همه ميگن ضعف داره.سانتر از جناح چپ که معلومه نصرتی توانايی بازی در اونجا رو نداره.هر دو اين موارد به گل تبديل ميشه و مردم اين وسط حسرتش رو می‌خورن تا جناب دايی تعويض نشه و افتخار بازی رو نصيب ملت شريف ايران بکنه.

هر چقدر هم که داد بزنيم فايده نداره.بازی بعد هم اين افراد فيکس خواهند بود.

کی ما از اين اشتباهات درس می‌گيريم که همش ميگن تجره ميشه؟

حالا بشينيم برای دوتا بازی بعدی فکر کنيم که چندتا گل به پرتغال بزنيم!

   + محمد ; ۱٠:٢٩ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢۱ خرداد ۱۳۸٥
    پيام هاي ديگران ()

 

جام جدید هم شروع شد و هیجان زیاد.

امیدوارم که تیم ایران خوب نتیجه بگیره و موفق بشه چون توانایی صعود رو به نظر من داره.

فقط اگر کمی تجربه بازی بزرگ داشت٬تیم ایران مطمئن‌تر ظاهر میشد.

***************

کی میدونه که ایران چقدر از بابت سلاح شیمیایی ضربه خورده.

حتی تصورش هم مشکله که نفس کشیدن برات دشوار باشه.

من هنوز از نزدیک جانباز شیمیایی حاد ندیدم ولی باور دارم که خیلی سخته.

میشه که یک روزی در این دنیا جنگ ریشه‌کن بشه؟

هر چقدر فکر می‌کنم مردم ایران کم پیش اومده که دوره بدون جنگ و آرامی رو سپری کرده باشن.

امیدوارم که خدا روی آرامش و صلح رو به ایرانیان نشون بده.

   + محمد ; ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٩ خرداد ۱۳۸٥
    پيام هاي ديگران ()

 

عکس همزاد من.

کوهستان.

اينم همينجوری.

يک مسافرت ۲ روزه خيلی ميتونه خوب باشه.اينجا(شاهرود)خيلی سرده.

مخصوصا اگر بشه فردا بريم به دشت شقايق‌ها که من خيلی تعريفش رو شنيدم در شاهرود.

اگه بر‌نگردم حتما ميرم.

   + محمد ; ۸:۱۳ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٤ خرداد ۱۳۸٥
    پيام هاي ديگران ()