.:تنها در تاريکي:.

 

«همیشه چقدر زود دیر می‌شود»

این حقیقت داره که ما آدم‌ها قدر داشته‌هامون رو تا وقتی که از دستشون ندادیم٬نمی‌دونیم ولی وقتی که چشم باز می‌کنیم و می‌بینیم از دستش دادیم دیگه دیر شده.

به دختر خانوما برنخوره

بیشترشون اینجوری هستن که باید منتشون رو بکشی و تا وقتی هستی برای ناز می‌کنن ولی تا می‌خوای بری دنیا براشون تیره و تار میشه.

این دلیلش فکر می‌کنم به خاطر رویا بافی زیادشون باشه که مرد آینده خودشون رو ماواری طبیعت تصور می‌کنن.

آقا جون همینه و بیشتر از این چیزی پیدا نمی‌کنید.نباید از یک مرد تصور غیر منطقی داشت.

بازم خواهش می‌کنم از خانم‌ها که ناراحت نشن.منظورم کلی بود.همه جا استثنا وجود داره.

   + محمد ; ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢۳ آذر ۱۳۸٥
    پيام هاي ديگران ()

 

مژده ای دل که مسیحا نفسی می‌آید 

                                                       که ز انفاس خوشش بوی کسی می‌آید

از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش

زده‌ام فالی و فریاد رسی می‌آید

همینجوری فال گرفتم.

دیروز دوره جدید شروع شد و من هم چون روز قبلش نتونسته بودم در کلاس شرکت کنم با هر زحمتی بود خودم رو به افتتاحیه رسوندم.

فیلم دوره خودمون که یکی از بچه‌ها ساخته بود رو دیدم و یک لحظه هوس کردم گریه کنم.نمی‌دونم چرا اشکم در نیومد!!!!

این هم نوعی زندگی بود که تموم شد ولی هنوز حیات پس از مرگ داره.قرار شده که گرد‌همایی ماهانه داشته باشیم و با هم سفر هم بریم.

   + محمد ; ٤:٤٩ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٧ آذر ۱۳۸٥
    پيام هاي ديگران ()

 

یک کتاب رو که برای تولدم هدیه گرفته بودم رو شروع کردم به خوندن.اسم کتاب رو به چند دلیل نمیتونم بگم فعلا.ولی یک جمله قشنگ توش نوشته بود:

«در آغاز نه وجود بود٬نه عدم...

همه این جهان نیروی نامتجلی بود...

آن یگانه بی دم و بازدم نفس کشید

اگر نه هیچ چیز به ذات خود وجود نداشت...»

                                                             ریگ ودا٬سرود آفرینش

   + محمد ; ۱:٢٦ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٥ آذر ۱۳۸٥
    پيام هاي ديگران ()

 

این هفته پنج شنبه دوره هشتم اکوتور آغاز میشه و گروه ما(دوره هفتم) هم در این مراسم شرکت خواهند کرد.

برای من شخصا نفعی نداره که کسی رو دعوت کنم به این مراسم.ولی در کل الان در یک مرحله‌ای هستم که احساس می‌کنم که وظیفه دارم هر چند نفری رو که در توان دارم دعوت کنم به این مسیر.

اکوتوریسم از رشته‌هایی هست که در عین استفاده از زیبایی طبیعت برای بقای خودش نیاز داره به این که با طبیعت هماهنگ باشه و به حفظ و بقای اون کمک کنه.بنابراین ما با توسعه این شاخه شاید بتونیم به حفظ طبیعت در حال تخریب و نابودی ایران(و حتی بقیه نقاط جهان)کمک کنیم.

در ضمن من در این دوره ۶ ماهه خیلی مطالب خوبی رو یاد گرفتم که در طول سالهای تحصیلم هرگز مطالبی رو با ارزش اونها نمی‌دونستم.حتی در یک سال گذشته با این که رشته جهانگردی  رو می‌خونم ولی اینجا باز هم بیشتر نکات این رشته رو به من یاد داده تا دانشگاه.

فکر می‌کنم که یک بار شنیدن سخنان مسئولان اکوتور برای کسی ضرر نداشته باشه.

این رو هم اضافه می‌کنم که این دوره‌های آموزشی نفع مادی چندانی برای اکوتور نداره و هدف درازمدت این شرکت آموزش نیروی کار(راهنما) برای آینده هست ولی در کنار افرادی مثل من هم زیاد هستن که صرفا برای نزدیکی با طبیعت در دوره‌ها ثبت نام می‌کنند.

ممنون از کسانی که شرکت می‌کنن.

   + محمد ; ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۳ آذر ۱۳۸٥
    پيام هاي ديگران ()

Bird watching

سلام.

یک سفر ۲ روزه داشتیم به شبه‌ جزیره «میانکاله» برای تماشای پرندگان.منطقه‌ای پر از پرندگان مهاجر.

شب کنار آتیش دور هم جمع شدیم و از مزایا و نقایص(ناخواسته) این دوره با مسئول آموزش صحبت کردیم.ایشون هم با روی باز استقبال کردن و به حرفهامون گوش دادن.در آخر هم از همگی تشکر کردن که با وجود این که این بحث تغییری در شرایط خودمون داره اونها رو بیان کردیم(دوره ما در حال تموم شدنه).

در کل واقعا سفر خوب و مفیدی بود ولی دیدن بعضی صحنه‌ها آدم رو ناراحت می‌کنه.

جلوی درب ورودی منطقه که رسیدیم٬با ممانعت محیط‌بان‌های اونجا روبرو شدیم.در حالی که مجوز هم داشتیم که از طرف سازمان محیط زیست صادر شده بود.

زمان مناسب برای bird watching قبل از طلوع آفتاب هست که متأسفانه ما این زمان رو از دست دادیم و این در حالی بود که در این مدت زمان افراد زیادی با اتومبیل شخصی(همراه با خانواده) مینی‌بوس و وسایل دیگه وارد منطقه می‌شدن.

دلیل ممانعت رو که از محیط‌بان پرسیدیم٬یک جواب تلخ و مسخره گرفتیم:

«اگر مجوز نداشتین٬اجازه ورود می‌دادیم ولی الان اگر اجازه بدم که وارد بشین٬میان و به من گیر میدن که چرا اجازه ورود بدون هماهنگی رو دادی»(منظورش مسئولین محسط زیست مازندران بود).

خلاصه مسئول تور تونست هماهنگی رو برقرار کنه و اجازه ورود رو بگیره.خوشبختانه ما هم تونستیم پرنده‌ها رو از نزدیک تماشا کنیم.خدا دوستمون داشت که تعداد پرنده‌ها نسبتا زیاد بود.

باز هم باید بگم که به اکوتور مدیون هستم.چون خیلی شرایط روحی من رو بالا برد.

لینک شرکت اکوتور رو گذاشته بودم اینجا و دعوت کرده بودم که مطالعه کنید.

خوب این شرکت هدف مقدسی رو دنبال می‌کنه.توسعه اکوتوریسم خیلی کمک خوبیه برای مقابله با تخریب طبیعت.در حقیقت استفاده از طبیعت رو هدفمند می‌کنه و بهبود می‌بخشه.حتی می‌تونه باعث رشد اون هم بشه در صورتی که اصول اکوتوریسم رعایت بشه.

در چند روز آینده لینک اکوتور رو به وبلاگ اضافه می‌کنم تا اگر دوست داشتین بهش سر بزنین.حداقلا یک بار بررسی در موردش فکر می‌کنم ضرر نداشته باشه و مفید هم باشه.

   + محمد ; ۳:٢٥ ‎ب.ظ ; شنبه ٤ آذر ۱۳۸٥
    پيام هاي ديگران ()