.:تنها در تاريکي:.

 

من هر چیزی در این زندگی دارم فقط و فقط از مادرم دارم

دنیا رو بدون اون نمي‌خوام چرا که فقط اون دردم رو می‌فهمه و خودش رو وقف من کرده

روز مادر مبارک

   + محمد ; ٩:٠٥ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱٤ تیر ۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()

 

هر چقدر هم که سیاه باشه باز هم همیشه روزنه‌ای هست

روزنه‌ای به سوی اون که همیشه دوستش داشتم و معتقدم که همه جا همراهم بوده و هست.

اون خدای بزرگی که همیشه چشم‌پوشی کرده از خطاهای بزرگ من و بنده ضعیف خودش رو تا اینجای زندگی هدایت کرده.

خیلی دلم می‌خواست هفته گذشته در مراسم سالگرد داییم حضور داشته باشم.

جوان ۱۸ ساله‌ای که من در ۶ سالگی و برای آخرین بار شانس وداع رو با اون نداشتم.لیاقتش رو نداشتم...این موضوع بود که نفرت از جنگ رو در درون من ایجاد کرد.نفرت از اونایی که برای منافع خودشون ملت‌ها رو به کام مرگ می‌فرستن.

آدم خیلی مرده‌پرستی نیستم ولی اعتقاد دارم به این که روح‌درگذشتگانم همیشه با من هست و همون دایی علی نازنینم که همه خوشی دوران کودکیم بود در زمان حیاتش٬همون که در سوگش در تنهایی اشک ریختم٬همون که هیچ کس مثل اون برام ماندگار نشده و ...اون دایی همیشه همراهمه و پیش خدا من رو شفاعت می‌کنه...

***********

اگر مقداری به توسعه سیستم ریلی و به طور گسترده‌تر حمل و نقل ارزان و فراوان سرعت بخشیده بشه من هم با این میزان سهمیه و چه بسا حتی با آزاد شدن کامل نرخ بنزین موافقم.

ولی این مورد پیش‌شرط‌هایی باید داشته باشه که اینجا بیانش به درد کسی نمی‌خوره.برای این که شبهه پیش نیاد می‌گم که یکیش این باید باشه که از سیل مهاجرت کاسته بشه و من شخصا براش راه حل هم دارم.کسی خواست ارائه می‌دم.

من حالم خوبه و سعی در شاد بودن دارم.

امروز هم یک آزمون رو خیلی ریلکس برگزار کردم و با وجود کمبود وقت که به خاطر ضعف مدیریت زمان بود باز هم خونسرد نشتم و به کسی توجه نکردم.خوب بود.

   + محمد ; ٧:٢٢ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۱ تیر ۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()

 

من موندم مگر سهمیه بندی شروع نشده!!!

۴ صبح رفتم پمپ بنزین صف بود.

فقط اینش برام جالب بود که همه اونایی که توی صف بودن ماشیناشون رو خاموش می‌کردن.

شاید ما لیاقتمون باشه که سهمیه بندی داشته باشیم!!!

خدااااااااااا من چطوری برم سفر بدون بنزین؟

این میزان سهمیه منطقی نیست.

شخصا نزدیک به ۶ ماه میشه که تصمیم دارم با قطار برم شاهرود ولی در عمل قطاری که به موقع من رو برسونه و در دسترس باشه وجود نداره.بنابراین مجبورم از ماشین شخصی استفاده کنم.

یک رفت و برگشت من اقلا ۸۰ لیتر بنزین مصرف داره و این تقریبا سهمیه یک ماه رو شامل میشه.حالا من در شهر تقریبا یا پیاده میرم و یا با تاکسی ولی اون فرد ضعیفی که برای یک بار در سال می‌خواد از اهواز بره به مشهد یا شمال باید بره بمیره؟

اگر سطح درآمد واقعی باشه و حمل و نقل عمومی مناسب مثل پرواز ارزان‌قیمت و قطار راحت و ... وجود داشته باشه٬ میشه بنزین رو به نرخ آزاد ارائه کرد و من شخصا به خودم حق نمی‌دم که حرفی بزنم.

این وسط فقط قشر متوسط و ضعیف جامعه ما ضربه می‌خورن و بس.ثروتمندان ضربه چندانی نمی‌خورن.اون آدمی که میلیارد ثروت داره براش فرقی نمی‌کنه که ۵ تا ماشین داشته باشه یا ۸ تا.میره می‌خره و ازش بهره می‌بره.

تکلیف اون کارمندی که با بد‌بختی ماشین خریده تا عصرها باهاش کار کنه و کمک خرج خونوادش باشه چیه؟

این عدل علی نیست.

   + محمد ; ۱:۱٦ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٧ تیر ۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()