.:تنها در تاريکي:.

 

دوستانی که من رو از نزدیک می‌شناسن می‌دونن که من خیلی آدم وطن دوست و هموطن دوستی هستم.

ولی یک چیزی روی دلم سنگینی می‌کنه اگر نگم:

مردم ایران خیلی خوبی‌ها دارن ولی بدی هم زیاد دارن.

ما مردم ناشکری هستیم.گاهی مواقع بسیاری از ما نالایق هم هستیم.پرتوقع هم هستیم.

اگر یک نفر جواب سلام شما رو علیک گفت دیگه دلیل نمیشه که هر کاری دلت خواست برات انجام بده.دلیل میشه؟

آدمی رو که یک هفته نیست در حقش لطف کردی و حالا که خواسته باز بزنه زیرآبی بره و دستش رو خوندی میاد و اون روی کثیف خودش رو نشون میده و داد و هوار راه میندازه که تو داری ظلم می‌کنی.این تغییر لحن و رفتار به فاصله ۱۵ دقیقه بود.وقتی که فهمیدم داره کلک می‌زنه و بهش گفتم آنچنان در یک محیط عمومی داد و هوار راه انداخت که نگو.

***********

این حامد حدادی چه هیکلی داره ماشالا

کنارش وایستاده بودم سرگیجه گرفتم.

***********

این به من گفت چند سال عمر می‌کنم.دقیق نیست ولی جالبه

   + محمد ; ۸:٥٦ ‎ق.ظ ; جمعه ۳٠ شهریور ۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()

 

گاهی وقت‌ها آدمها کارایی میدن که از روی غروره.

شاید به چند ثانیه نرسه که پشیمون میشن ولی دیر شده.

آن سبو شکسته و آن پیمانه هم ریخته!!!

کل زمان ملاقات ما ۵ دقیقه هم نشد ولی در این لحظه‌های کوتاه به وضوح شکست و خرد شدن رو در وجودش حس کردم.

خیلی ناراحتم برای فردی که مدت‌ها تلاش کردم ازش خوشم بیاد و وقتی که موفق شدم٬اون کاری کرد که همه چیز رو خراب کرد.

***********

توی جاده با پررویی تمام به پلیسی که من رو جریمه کرده بود گفتم ببخشید گروه بعدی همکارانتون دقیقا کجا توقف کردن با دوربین سرعت‌سنج؟

چپ چپ نگاهم کرد!!!

************

این روزها در جامعه ما اگر مردی به همسرش خیانت کنه دیگه شاید عادی شده باشه.

نه این‌که خوب باشه.منظورم اینه که از بس این مورد زیاد شده دیگه برای کسی تازگی نداره.

ولی وقتی آدم می‌بینه یک زن که چه عرض کنم.یک دختر جوون که هنوز ۲۰ سالش تموم نشده و نامزد داره به طور ناگهانی نامزد عقد کرده خودش رو زیر پا له می‌کنه و با یکی دیگه رو هم می‌ریزه...

خدا همه ما رو هدایت کنه توی این ماه عزیز.

قبول باشه

   + محمد ; ۸:۳۸ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٧ شهریور ۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()

 

احساس می‌کنم از خودم دور شدم

با خودم غریبه‌ام.

از عاقبتش  نگرانم

   + محمد ; ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٤ شهریور ۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()

 

اصولا ماه توی شب باید دیده بشه ولی اینجا همه چی ظاهرا برعکسه.

آخه یکی نیست بگه تو که شب نتونستی ماه رو ببینی چطوری وسط روز روشن دیدیش؟

   + محمد ; ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٢ شهریور ۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()

 

انقدر این سعدی و خافظ خدا بیامرزا ازحسرت روی ماه یار گفتن که ما هر سال باید توی کف باشیم که دوستان حلول ماه رو تایید کنن.

فکر نمی‌کنم خریدن یک تلسکوپ همچین خرجی داشته باشه‌ها...

**********

از کار مخفیانه ولی اصلا دوستم نمیاد.

تازه خیلی هم خوش تیپ و خوش لباسم با کفشای خاکی و شلوار جین چروکیده و اون کلاه آفتاب‌گیر!!!

   + محمد ; ٧:٤۸ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٢ شهریور ۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()

 

 

هیچ آدمی نیست که نصفه نباشه.

همه ما نیمه‌ای هستیم که با یک نیمه دیگه کامل میشیم.(حالا دقیقا نیمه نیمه نه...یک مقدار بزرگ و کوچیک هم میشه)

اگر یک کامل بخواد ما رو دنبال خودش ببره این یعنی که ما آویزون دیگران میشیم.

***

پ.ن:پژو ۲۰۶ یک لگن تند رو بود که امروزه به دلیل ایرانی شدن تبدیل شده به یک لگن کندرو.

   + محمد ; ٤:٠٤ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٧ شهریور ۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()

 

شجاعت این نیست که فقط کارای پرخطر انجام بدی

گاهی وقت‌ها بیان شجاعانه و صادقانه یک حرف دل از صدتا کار پر خطر هم بیشتر ارزش داره

   + محمد ; ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٠ شهریور ۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()

 

به این فکر کردیم که ما خیلی چیزها داریم که از داشته‌های خارجی‌ها بهتره ولی ما برای اونها سر و دست می‌شکنیم؟

صنایع دستی ایرانی در دنیا بی‌نظیره ولی بسیاری از منازل ایرانی با مجسمه‌های لوکس خارجی تزئین شده و اثری از ایرانی بودن نداره.

چرا؟

چرا کار به اینجا رسیده که یک هم‌وطن ایرانی ترجیح میده بره دوبی و تفریح!!!!کنه ولی همین اصفهان خودمون رو هم حاضر نیست بره؟

خط هوایی ما به حدی دچار ضعف شده که بازار رو سپرده به خط‌های هوایی عربی و اروپایی.قطر به ما به راحتی ویزا نمی‌ده ولی پرواز به ایران داره و شده نقطه ترانزیتی ما.

کشوری عربی که ما اونها رو ملخ خور خطاب می‌کنیم.البته گمونم روزگار داره برای ما و اونها برعکس میشه.

درسته که ما امکانات نداریم ولی واقعا مکان‌های دیدنی ما کم نیستن.

همه دنیا رو باید گشت ولی فراموش نکنیم که این کشوری که درش به دنیا اومدیم هم بخشی از این دنیاست.

امروز خبر خوبی نشنیدم.جایی که زمانی ازش متنفر بودم رو از دست دادم.برای از دست دادنش ناراحت نشدم چون به آدم خوبی رسید.بدی خبر چیز دیگه‌ای بود.

   + محمد ; ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٤ شهریور ۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()

 

عجله کار شیطونه

اینا داشتن دستی دستی کار دست من می‌دادن

منم دستی دستی همه چیز رو خراب کردم

زندگی با عشق پر از استرس بهتره یا یک زندگی منطقی بدون غصه ولی سرد و بی روح؟

   + محمد ; ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ ; شنبه ۳ شهریور ۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()

 

زور که نیست

نمی‌خوام

همینجوری یه چیزی پروندم!!!

   + محمد ; ٧:۳۱ ‎ب.ظ ; جمعه ٢ شهریور ۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()