اون هم مثل خیلی های دیگه کمتر از 20 سالش بود
سلام.
تصور کن که عزیزی رو از دست دادی.سال ها پیش.
ولی نمی دونی که چطور از دنیا رفته یا اگر می دونی شرایط ریز اون برات نامفهومه.
این هدیه امام حسین بود به من و خانوادم که بعد از 20 سال بر حسب اتفاق کسی رو که یکی از عزیز ترین های ما در کنارش و در جنگ کشته شده و ببینیم.
در تمام این سال ها همه ما دنبال این حقیقت بودیم که در چه شرایطی و در چه حالی شهید شده و اون شب خیلی چیزها روشن شد.
نمی دونم که آیا برای خیلی از جوان های ما زود نبود که از این دنیا دست بکشن یا نه.ولی می دونم که میشه آرزو کرد دنیا روزی انقدر زیبا بشه که هیچ انسانی برای کشتن دیگری قدمی برنداره.
می گفت در حدود 10 دقیقه قبل از شهادتش یک حال عجیبی داشته که قابل درک نبوده و فقط وقتی خمپاره بهش خورده فهمیده که اون دنبال چی بوده.
می گفت همه این سالها در پی یافتن خانواده شهید بوده و هیچ وقت قسمت نشده تا این که اون شب بر حسب اتفاق سر خاکش ما رو دیده.
فقط این برام روشنه که اگر اون شب اونجا نبودم خیلی چیزها همچنان برام مجهول بود و خوشحالم که رفته بودم.
