روزی که چرخ از گل ما کوزهها کند
زنهار ،کاسه سر مرا پر شراب کن
دلم خیلی هوای امام رضا داره
از اون مشهد رفتنای تنهایی که فقط خودت باشی و تمام روز بشینی و درد دل کنی.
شاید اون به حرف دلم گوش بده و پیش خدا پادرمیانی کنه.
چیزی برای گفتن ندارم
فقط...
دلم تنگه،حس میکنم بیشتر از نصفم رو از دست دادم ولی زنده موندم!
فرض کن زنده بمونی ولی دست و پا و یک چشم نداشته باشی.
باید شکر کنی ولی تنها گفتنش راحته
