.:تنها در تاريکي:.

 

خیلی برام شوک آور بود.

یادمه چند سال پیش از وبلاگ پیام(رهگذر خسته) یک لینک رو پی‌گیری کردم و به این وبلاگ رسیدم.داستان این دو نفر خیلی زیبا بود و سختی‌هایی که برای رسیدن به هم تحمل کرده بودن.

واقعا فکرش رو نمی کردم به اینجا برسن.قصد قضاوت هم ندارم.

فقط آرزو می‌کنم کسی به این مرحله نرسه.

**************

پس از چند ماه موهام رو کوتاه کردم و خیلی آرامش گرفتم.

   + محمد ; ۳:٤۸ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۸٩
    پيام هاي ديگران ()

 

وقتی نگاهی به خودم در 10 سال گذشته می کنم می بینم که زندگیم 2 بخش بوده.

یک بخش خیلی غمگین و افسرده و بخش دیگه یک زندگی نسبتا با روحیه.البته نه یک روحیه زیادی شاد.

به گذشته که برمی گردم نوع پوششی که انتخاب می کردم خیلی تیره و سنگین بود و با رنگ روشن بیگانه بودم.یک دوران پر از فشار و تقریبا افسرده رو پشت سر گذاشتم.

به مرور به این نتیجه رسیدم که باید به خودم کمک کنم.بارها هم گفتم که اینجا خیلی بهم کمک کرده.تلاش کردم و به یک فعالیت هایی دست زدم.

رفته رفته متوجه شدم که رنگ های تیره جای خودشون رو به رنگ های شاد دادن.

به جرات میگم که بزرگترین جهش در این راه رو از اکوتور دارم.دوستانی بسیار فرهیخته و با فرهنگ که از آشنایی اونها به خودم می بالم.همه رو مثل خواهر و برادرهای خودم دوست دارم.و بابت چیزهایی که ازشون یاد گرفتم همیشه سپاسگذار بودم و هستم.

چرا که دیدگاهم به زندگی متفاوت شد.

************

سال 79 برای من با موفقیت هایی همراه بود چرا که سال قبلش سخت ترین دوران عمرم رو سپری کرده بودم.هرچند 79 رو خوب تمام نکردم.

گفتم یادی کنم از دوره 10 ساله گذشته زندگیم.و اینها رو ثبت کنم برای خودم در آینده.

************

چند وقت پیش آرشیو اینجا رو از ابتدای عمرش مرور کردم.از نگاه کلی و برداشت های اجتماعی تفاوت چندانی نداشتم ولی از نظر نگاه به زندگی خیلی بهتر شدم و مثب می بینم.

در هر حال گفتم از اینجا تشکری کرده باشم و برای 10 سال آینده یادگاری گذاشته باشم.

شاید سال 99 اینجا رو مطالعه کردم و تفاوت های خودم رو دیدم.امیدوارم مثبت بشم.

   + محمد ; ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٧ شهریور ۱۳۸٩
    پيام هاي ديگران ()

 

این روزها سانسور می‌شوم

سکوت عجیبی برقرار شده

نیاز دارم به تحرک

   + محمد ; ٧:٤٢ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱ شهریور ۱۳۸٩
    پيام هاي ديگران ()