با یک روز دیرکرد
عادی و با خونسردی آغاز شد.
خیلی دوستان گلم به یادم بودن.بعضی خیلی دارای احترام.
عزیزی که با بیداری تبریکش رو هم گرفتم.
مهم نیست چند ساله شدم.مهم اینه که به فردی رسیدم که حس می کنم میشه برای باقی سالهای زندگیم در کنارش باشم.امیدوارم این طور باشه.
باز هم خودم دیرتر از دیگران به خودم تبریک میگم.
همچنان بر این باور هستم که ما مردمانی با ظاهر امروزی ولی فرهنگ عشایری 100 سال پیش هستیم.
این که میگم 100 سال پیش به این دلیل که تا پیش از اون عشایر ما تا اندازه ای فرهنگ داشتن.قصدم توهین هم نیست.منظور از فرهنگ صرفا شیک بودن نیست.
به شرایط رانندگی خودمون دقت کنیم.به وضع برخورد اجتماعی،برخورد با طبیعت،برخورد با شرایط نا هنجار و برداشت ما از حقوق انسانها و خیلی چیزهای دیگه.
شاید نتونستم خوب بیان کنم.همین اول کار عذرخواهی می کنم.
باید یاد بگیریم که اشتباهات خودمون رو بپذیریم.
باید بپذیریم که اگر اشتباه می کنیم دیگران رو مقصر ندونیم.
