عدالت تو اين مملکت يعنی کشک.
يعنی دوغ.
حق کشی.
...
اينجا اگه بخوای ماشين خوب سوار بشی و لباسهای مرتب بپوشی و صورتت رو مرتب کنی٬بايد پی خيلی چيزا رو به تنت بمالی.
ولی اگه ميخوای کسی کاری به کارت نداشته باشه٬يک ماشين غراضه بعلاوه لباسهای کهنه و کثيف و در کنارش که از همه هم مهمتره يک تپه بزرگ ريش!
ناجوانمردانه و ناعادلانه باز هم جريمه شدم بخاطر سرعت غير مجاز در حالی که با سرعت مجاز حرکت ميکردم.ولی اونهايی که با سرعت ميرفتن٬هيچ کس چيزی بهشون نگفت.فقط من و يک ماکسيما.چون مرتب بوديم!
دلم از اين بی عدالتيها واقعا شکسته.ناراحتم.دادم به جايی نميرسه.
چاره همه اينها فقط اينه که همون ريش رو بذاری روی صورتت.فقط همين.
آيا اينجا روزی رنگ وجدان و عدالت رو خواهيم ديد؟
نظرات ()
