اتفاقی از تلويزيون نصاوير مکه رو ديدم.
واقعا دلم هوس کرده که تنهايی برم اونجا.
هيچ کس نباشه.
خودم و خدا.
فقط برم تو خونه خدا بشينم و باهاش حرف بزنم.
البته اصل اينه که آدم با دلش ارتباط برقرار کنه.
ولی حسی که اونجا مياد تو دل آدم٬احساس اين که پيامبر يک روز اونجا بوده٬آرامش بيشتری به دل آدم ميده.
معنويت اونجا خيلی بيشتره.
سال گذشته که پدر ميخواست يک سفر مکه بهم هديه بده٬قبول نکردم.
گفتم من هنوز آماده رفتن نيستم.
الان پشيمونم.ولی نميتونم برم.
تنها کاری که ميشه کرد اينه که موقع نماز با خدا حرف بزنم.فقط هم يک چيز ازش ميخوام.مادی هم نيست.
نظرات ()
