.:تنها در تاريکي:.

من کجا زندگی ميکنم؟

سلام.

آقا چرا هيچ کی نمیپرسه من کجا زندگی ميکنم؟

بله ميبينم که يک تيم قدر پيدا شد که از تيم ايران ببازه.اونم با ۷تا گل!بهر حال تبريک ميگم.مخصوصآ به علی دايی.

تعطيللات هم که به کشيد و ديگه همه چی از نو شروع ميشه.واقعا يه حالت عجيبيه وقتی سال عوض ميشه و ميری سر کار عادی خودت.باز بعد از تعطيلات عجيب تر هم ميشه.آدم احساس ميکنه تو يک عالم ديگه سير ميکنه.

چشم آبی هم که نقل مکان کرد و رفت يه جای ديگه.خدا پشت و پناهش باشه.

ما اصلا شانس نداريم.قرار بود سيزده بدر بريم شمال با دوستای بابام٬گفتن بارونه و راه بسته ميشه و از اين جور حرفا.تازه قبلش قرار بود بريم مشهد.بازم سر يک لج و لج بازی اونم نرفتيم.کيش هم بهم خورده بود.۳ هفته قبلش هم چون دير اقدام کرديم بليط هواپيما واسه سوريه پيدا نکرديم.(حالا يکی ديست بگه ما خودمون آژانس داريما).قرار بود به بهانه سوريه يک سر هم به کشور حزب الله پرور لبنان بزنيم که وقتی شانس نباشه اين بلاها سر آدم مياد ديگه.ميگن لبنان خيلی قشنگه.

آقا باباهه زده ماشينو درب و داغون کرده٬حالا ماشين ما رو برده.تازه بهم گفته ماشينشو ببرم بدم سرويس کامل.يعنی که دو سه روزی پياده شديم.بهانه واسه ورزش جور شد.

خوب ديگه چيزی يادم نمياد که اينجا رو پر کنم.همش همين نبودا.فقط هميشه اصل کاری يادم ميره.سال کاری جديد رو خوب آغاز کنيد و خوب هم به پايان برسونيد همراه با سلامتی خودتون و خانوادتون.اين آرزوی من در آغاز سال جديد برای شما عزيزان هست.خوش و خرم باشيد.

   + محمد ; ٤:٤٩ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٤ فروردین ۱۳۸۳
comment نظرات ()