آخر خوش شانسی
سلام.
آقا ما اصلا شانس نداريم.
ديشب خونه مادر بزرگم نذری داشتيم.وقتی من رفتم٬ماشين سر جاش بود.يک ربع بعد رفتم که چيزی از تو ماشين بردارم که ديدم اون يکی ماشينه سر جاش نيست.
با کمال افتخار آقا دزده ماشين ما رو ازمون قرض گرفته.
بدبختی رو ميبينين؟حالا ما زنگ زديم ۱۱۰ تازه بعد از ۴۰ دقيقه اومدن.بعد رفتيم پاسگاه.افسره از من میپرسه چرا مواظب ماشين نبودين.انگار که من خودم دزدم.ميگه نبايد به قفل مرکزی اطمينان کنيد.تازشم گفت که صبح ساعت ۵/۸ بياين تا پرونده تشکيل بشه.آدم عوضی!!!
به هر حال ماشينه۹ رو دزد برد.همين.
خدا کنه مال شماها رو نبرن.
خدا نگهدار....
نظرات ()
