.:تنها در تاريکي:.

قاتی پاتی

ما عجیبیم.

چون که مدت‌ها دنبال یک خواسته و هدف می‌دویم و براش تلاش می‌کنیم ولی درست وقتی که بهش می‌رسیم می‌فهمیم که اشتباه کردیم.

ما همیشه اون چیزی رو می‌خواهیم که نداریم.اینش برامون مهم نیست که خوبه یا نه.فقط دوست داریم که به دست بیاریمش.

ای‌کاش که زیاد دیر نشه و فرصت جبران باقی بمونه.

*****************

مادرم میگه آدم دم مرگ همه بدی‌هایی رو که در حق دیگران روا داشته از جلوی چشمش رد میشه.

نمیدونم اون هم که الان داره نفس‌های آخرش رو می‌کشه آیا به یاد میاره که چه کرده در اون سال‌ها با یک دختر بچه که بعدها شد مادربزرگ من؟

چیزی که بعد این همه سال هنوز بهش نرسیدم علاقه شدید پدربزرگم به همسر مرحومش.بعد از نیم قرن هنوز براش اشک می‌ریزه و به یادش هست.عشق زیبایی داره.

یک آرزو دارم که خیلی برام بزرگه.ولی تا به حال عملی نشده.برای خودم هم نیست.فقط دل یک نفر رو شاد می‌کنه.

دلم برای خدا تنگ شده.خیلی وقته که نمی‌تونم باهاش حرف بزنم و درد و دل کنم.در تمام عمرم شاید یک بار حس کردم که واقعا دارم با خدا حرف می‌زنم.گمونم توی همین یکی دو ساله بود.این که بعدش احساس سبکی می‌کنی و آروم میشی خیلی خوبه.

   + محمد ; ٢:۱٥ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱٧ اسفند ۱۳۸٥
comment نظرات ()