.:تنها در تاريکي:.

 

سلام.

نميدونم چی شد که خريدمش.

اصلا هيچ وقت از اين جور چيزا نمی خوندم.ولی اگه بخونم بايد تا آخرش برم.

۱۳۷ صفحه رو در ۲ ساعت خوندن کار هر کسی نيست.برای خودمم سابقه نداشته.

آخراش ديگه واقعا تأثير گذار بود.بطوری که اشک يک آدم احساساتی ولی خشک رو در آورد.

 

                  قصه عشق

                                    اثر اريک سگال

حتما بخونيد.خيلی خوبه.

واقعا تمام تعاريفی که در انتهای اين رمان در وصف اون نوشته شده٬درسته.خيلی تأثير گذاشت روی من.

حالا به اين نتيجه رسيدم که مطالعه فقط در تاريخ خلاصه نميشه.

+++++++++++++++

با اتوبوس اومدم تهران.نمايشگاه هم رفتم.ولی با دو تا داداش کوچيکام.اونا زود خسته شدن و من بيچاره ديگه نتونستم بمونم.ديگه هم وقت نکردم.۳ شب همش ساعت دو و نيم خوابيدم و صبح ساعت ۵/۷ بيدار شدم.تمام روز رو هم سر پا و از اين طرف به اون طرف.(ای تنبل).

اين بابای ما هم يه جوراييه ها.هی ميره ماشين ميخره.روش سيستم ميبنده.ضبط ۵۰۰۰۰۰تومنی ميبنده.آخرشم بعد از دو ماه هوس ماشين جديد ميکنه با سيستم جديد.بابا جوون.اين منم که پير شدم.بابام هنوز اند جوونيه.

همين ديگه.با اينکه پرتغال تيم اسپانيا رو حذف کرد٬از بازی اين تيم جلوی انگليس کيف کردم.اين بکام سوسول کنف شد و دماغش سوخت.

روزا و شبای خوبی داشته باشين و خدا نگهدار.

   + محمد ; ۳:٥٥ ‎ق.ظ ; جمعه ٥ تیر ۱۳۸۳
comment نظرات ()