.:تنها در تاريکي:.

کره خر گاو

شرم آوره.

تو خيابون اومده مثلا يه دوری بزنه و يه دلی تازه کنه و بره.

ميگه:

محدثه!!کره خر گاو٬مواظب باش.و جلوی اين همه آدم بچه خودش رو حقير ميکنه.

===========

اينا ديگه شورش رو در آوردن.

ميخوان من رو هم تو کارای خودشون قاطی کنن.

حرفاشون شرم آوره.نميدونم من کی به اينا ابراز علاقه کردم.

==============

شما دارين يه مطلبی رو گوش ميدين که خصوصيه.(تو نوار يا سی دی)

يه بزغاله مياد و هی گير ميده که بزار منم گوش بدم.

بابا خصوصيه.

ـنه.تو بيا تا من سر تا پات رو سی دی بريزم.

ـيه آدامس بده.

چشم.

ـنه اين از اون آدامسای خودت نيست.از اون خوباش بده.

مرتيکه پررو.خجالت نميکشه.اصلا شايد دلم نخواد با تو حرف بزنم.

شما باشين چکار ميکنين با اين آدم پررو که زنش طاقت نياورده و يه هفته بعد عروسی از دستش فرار کرده؟

همون که هی لگد ميزنه به ماشينم تا دزدگيرش صدا بده.۳ سال از من بزرگتره.انقده از خودش خنگ بازی در مياره که همه متوجه ميشن.

خوب آدم از دست اين همسايه های مهربون چيکار کنه؟

   + محمد ; ٦:٢٦ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱٧ تیر ۱۳۸۳
comment نظرات ()