.:تنها در تاريکي:.

 

من زمانی شروع کردم به اینجا نوشتن که تقریبا هیچ دوستی نداشتم.

اون زمان اینجا برای من یک دنیا بود که بدون اون زندگی برام مفهومی نداشت.

دوستایی که اینجا پیدا کردم خیلی‌هاشون شدن بهترین دوستان من در تمام زندگیم.

چیزایی که اینجا به دست آوردم برام باارزش هستن.به زندگی برگشتم.عاشق شدم...شکست خوردم....ولی همه گذشته‌ها رو دوست دارم.

الان بیشتر ما که اون زمان جوان بودیم داریم به دوره میانسالی وارد میشیم.بچه ها یکی یکی دارن بزرگ میشن.پسرها پدر و دخترها مادر میشن.

این که می‌بینم یکی از بچه‌ها خودش هم بچه داره خیلی برام شیرینه.

همه اینها رو نوشتم که به شیوای این روزها از صمیم قلب تبریک بگم.

   + محمد ; ٩:٥٤ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۳ امرداد ۱۳۸٩
comment نظرات ()