محبت٬عشق٬توريست٬دوستی٬سفر...
سلام.
نميدونم از چی بگم.
از محبت بيش از حد خانواده خاله اينا به هم.قرار بود با فاصله دو ساعت از هم به سمت تهران حرکت کنن.ولی آنچنان غرق در روبوسی شده بودن که من واقعا داشتم شاخ در مياوردم.يا وقتی شوهر خالم نشست تو ماشين و هر دو همزمان سرمون رو خم کرديم و به هم خورديم.بدون کوچکترين غروری سر من رو بوسيد که ازش خجالت کشيدم.خيلی دوسش دارم.عمو بهمن قابل توصيف نيست.خيلی مرد مهربونيه.من در زندگيم خودم رو به اون و خاله خيلی مديون ميدونم.چرا که درسای خوبی ازشون گرفتم.
**********
از بس که توی جمع حاضر نميشم٬ديشب تو عروسی پسر دائيم مثل غريبه ها نشسته بودم.از همه جوونا جدا شده بودم و نزديک مسن ترها بودم.ولی خوب بود.مخصوصا که ماشين عروسش مزدا بود و يه يادی از گذشته برام زنده شد:دی
**********
عشق رو من اون چيزی ميدونم که دختر عموم بخاطرش از همه ثروت و زندگی راحت خونه پدرش دست کشيد و تو روی بيشتر از صد نفر از افراد فاميل ايستاد و در حالی که فکر ميکنم فقط من و بابام ازش حمايت ميکرديم٬حاضر شد بره و توی يه اتاق ۳ در ۴ زندگی کنه ولی احساس خوشبختی ميکرد.و من براش آرزوی بهترين زندگی رو کردم.هر چند که از همسرش زياد خوشم نمی اومد.ولی زمان همه چيز رو حل کرد.حالا خوشبخته.
نه...
**********
يه آدم خوب(به نظر من خوبه)تو مملکت ما پيدا شده و از جزيره کيش شروع کرده به اصلاح زيرساخت صنعت توريسم.با يک ديد خرفه ای.و بقول خودش قلب ايرانی در کنار فکر اروپايی.
آقای حسين ثابت.آقای ثروتمندی که از اسپانيا به ايران برگشته تا به کشورش خدمت کنه و با وجود تمام موانع اداری کارش رو به انجام رسونده و داره کم کم پای شرکتهای معتبر رو به ايران باز ميکنه.
يک هتل زيبا.پارک دلفين.باغ پرندگان.باغ گل.همه اينها در يک جزيره بنام کيش که کشت هر درخت چندين ميليون تومن هزينه براش داشته.عظمت هتل داريوش واقعا باعث غرور من ميشه.درسته که سهمی از اونجا ندارم.ولی نمادی از تمدن ايران در اونجا جلوه داده شده و از اين قسمتش من خودم رو دارای سهم ميدونم.
علاقه من به توريسم روز به روز داره بيشتر ميشه.ولی عملا در راه رسيدن به هدفم قدمی بر نميدارم.از خدا خواستم تا اراده من رو قوی کنه.و ميدونم که ميتونم موفق بشم.
**********
ازت ممنونم که بخاطر من حاضر شدی بهترين دوستت رو ازش دوری کنی.ولی در زندگی هميشه نبايد بخاطر يک اظهار نظر که شايد تا حد فضولی هم پيش بره٬گذشته های خوب رو چشم پوشی کنيم.چون بيشترين ضربه رو در اين راه خودت ميخوری.
با ديد بهتری به جامعه نگاه کن.ميشه زندگی رو بهتر از اينا ديد.
**********
هفته آينده برای ۱۰ روز ميام تهران.اگر بتونم ميخوام يه سفر تا اصفهان هم برم.چون خيلی دوست دارم.البته بيشتر به طبيعت غرب ايران علاقه دارم.بابا پيشنهاد کيش داده بهم.ولی من ترجيح ميدم اصفهان رو برم.اونم با ماشين.
دلم نميخواد نوشتن رو تموم کنم.
صدای غرش ابرها با فرياد او درهم می پيچد.
دل من ميشکند.
آزرده خاطر ميشوم.
اما...
او خوشحال و مغرور از رفتار خويش.
موفق و پايدار باشيد.
نظرات ()
